الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
273
أصول الفقه ( فارسى )
در تفهيم برآن اعتماد كرد ، ملحق به قسم اول مىشود ( يعنى به منزلهء تقييد است و تمسك به عام جايز نيست ) . و اگر خاص ، مطلبى نظرى و يا اجمالى بود و نتوانستيم در مقام تفهيم برآن تكيه كنيم ، ملحق به قسم دوم مىشود ( يعنى كاشف از ملاك است ) و تمسك به عام جايز است ، چرا كه ممكن است مولى در فرد مشكوك ، وجود ملاك را احراز كرده باشد ، البته با اين احتمال كه آنچه عقل درك كرده و يا اجماع برآن قائم شده از قبيل ملاكات باشد . آنچه گفتيم تماما ، نقل اقوال علماء در اين مسئله بود و علت اينكه اين نقل اقوال را طولانى كرديم اين است كه اين مسئله ، جديد است و پايهگذار اصول جديد ، شيخ انصارى قدّس سرّه آن را مطرح نموده است و بزرگان مشايخ ما در آن اختلاف كردهاند و ما به همين مقدار اكتفا كرده ، اقوالى را كه ما بر آنها اعتماد داريم بيان نمىكنيم تا از غرضى كه اين كتاب براى آن تأليف شده ، خارج نشويم و به اختصار مىگوئيم رأيى كه شيخ ( ره ) بدان تمايل دارد ، در نزد ما معتمدتر است ، البته تحرير و نگارش ما از قول ايشان ، با تحرير معروف از خود ايشان ، مختلف است . « 1 »
--> ( 1 ) - و توضيح مطلب بدين قرار است : هر عامى كه ظاهر در عموم است ، لزوما مشتمل بر دو ظهور است : 1 ) يكى ظهور در اينكه هيچ صفتى از صفات يا هيچ عنوانى از عناوين ، منافاتى با حكم عام ندارد . 2 ) ظهور دوم در اينكه در بين مصاديق ، مصداق منافى با عام نيز وجود ندارد . مثلا معناى ظهور عموم ( همسايههاى مرا اكرام كن ) اين است كه : هيچ صفتى و يا عنوانى مثل عداوت يا فسق يا امثال اينها كه با حكم وجوب اكرام همسايهها منافى باشد ، وجود ندارد ، كما اينكه معنايش اين است كه در بين همسايهها كسى نيست كه صفتش يا عنوانش با لزوم اكرامش منافات داشته باشد و اين مطلب ، واضح است و ابهامى ندارد . حال اگر پس از انعقاد اين ظهور در عموم ، مخصص منفصل لفظىاى وارد شود مثلا مولى بگويد : دشمنان از بين همسايهها را اكرام نكن ، اين مخصص بدون شك ظهور در دو امر دارد : 1 ) يكى اينكه صفت عداوت با وجوب اكرام منافات دارد . 2 ) در بين همسايگان كسى هست كه صفت عداوت بالفعل در او موجود است و يا انتظار مىرود كه از دشمنان باشد . و الّا اگر در بين آنان ، دشمنى نباشد و يا توقع دشمنى كسى نرود ، اين تخصيص لغو و عبث است و از فرد حكيم صادر نمىشود . و بنابراين مخصص لفظى در هر دو ظهور با عام تزاحم دارد و لذا عام در هر دو ظهور از حجّيّت ساقط مىشود و لذا اگر در فردى از همسايهها شك كنيم كه دشمن است يا نه ، نمىتوان در آن مورد به عام تمسك كرد و او را به حكم عام ملحق نمود ، چرا كه عام در شمولش نسبت به اين فرد از حجّيّت ساقط شده است . چونكه اين فرد مردد است بين اينكه داخل در گروهى باشد كه عام در آنها حجّت است ( : افراد واجب الاكرام ) و بين اينكه داخل در گروهى باشد كه خاص در آنها حجّت است ( : افرادى كه -